آبی لاجوردی
سخن اندیشمندان غربی درمورد حضرت محمد(ص) قرآن تویی چو خیره نظر می کنم به نور گل می کند دوباره نگاهم میان گل
این جای حیرت است که در گلشن کساء هم شاخه گلی تو و هم باغبان گل
گوته (شاعر و متفکر آلمانی): محمد(ص) به عنوان انسانی خارقالعاده، در کتابش قرآن، میراثی جاودانه از خود به جای گذاشته است. ارزشمندترین گوشه قلبم، مسخر تصویری است از بهشتی که محمد(ص) در کتابش قرآن، نوید برخورداری از آن را داده است.[1] ویل دورانت: محمد، پیغمبری بزرگ و موحدی کامل بود که مانند نداشت و برای اصلاح بشر مبعوث شد. کارل ماکس: حقیقت انکار ناپذیر این است که محمد مبعوث شد تا رسالتی را که خلاصه رسالات سابق و مافوق آنها بود، برای عالم بیاورد. الکساندر دوما: محمد، معجزه شرق بود؛ زیرا دینش دارای آموزه های بزرگی بود. اخلاقش برجسته بود و رفتاری پسندیده داشت. آلفرد گیوم: محمد، یکی از عظیم ترین شخصیت های تاریخی است که در ایمان به وجود خدای یگانه غرق شده بود. لئو تولستوی: شکی نیست که محمد از مردان بزرگ و مصلحانی است که به حقیقت خدمت بزرگی به بشر کرده است.واشنگتن ایرونیگ: او سریع الانتقال و دارای حافظه قوی، دیدی بلند و استعدادی سرشار بود. ژان ژاک روسو: حضرت محمد، پیامبر اسلام، نظریه بهتری داشت و توانست سیستم سیاسی خود را به خوبی متحد سازد.[2]
پی نوشت: [2]. پیامبر اعظم در آیینه گفتار اندیشمندان غیر مسلمان. قضیه تیراندازی در مجله فرانسوی شارلی ابدو چیه؟ حتما از حوادثی که این روزا در فرانسه اتفاق افتاده چیزایی شنیدین؟ روز 17 دی امسال (7ژانویه 2015) که گذشت در مجله فرانسوی شارلی ابدو ، تیراندازی توسط دو نفر صورت گرفت.که 12 نفر کشته شدند و 10 نفر زخمی .به گفته تحلیلگران، این حادثه بعداز جنگ الجزایر در سال 1961 و صلح فرانسه مرگبارترین رخداد در فرانسه بوده است. توسط چه کسانی تیراندازی صورت گرفت؟ سه ادعا وجود دارد که تیراندازان مسلمان(البته از نوع تکفیری) بوده اند: 1-طبق ویديوی گرفته شده از دوربین های حوالی محل حادثه که در یوتیوب آپلود شده که درآن این افراد با سر دادن شعارهای «الله اکبر»و «انتقام پیامبرمان را گرفتیم و شارلی ها را کشتیم.» تیراندازی کردند . 2-مهاجمان پس از دستگیری دلیل اقدام خود را انتقام از توهین به پیامبر(ص)اعلام کردند.(چطور توهینی؟.) 3-چند روز پس از این اقدام رهبر گروه تروریستی القاعده یمن با نشر ویدیویی در فضای مجازی مسؤولیت حمله را به عهده گرفت.و اعلام کرد که مهاجمان به خاطر توهین به پیامبر به دفتر این مجله حمله کردند. چه توهینی به پیامبر کردند؟ مجله شارلی ابدو که سابقه ی درخشانی درتوهین به اسلام دارد این بار هم قبل از این واقعه مرگبار با بهانه آزادی بیان و بی توجهی به جریحه دار شدن احساسات مسلمانان دوباره کاریکاتوری توهین آمیز از پیامبر چاپ کرده که احکام اسلامی را هم زیر سوال بردکه مسبب این واقعه شد (زیر سوال بردن احکام اسلامی با نوشته هایی مثل "صد ضربه شلاق اگر از خنده غش نکنی") پس از آن کشتار که بعد از توهین به پیامبر صورت گرفت،تجمعی در خیابان های فرانسه به طلایه داری سران اروپایی برای دفاع از آزادی بیان و محکوم کردن حرکت تروریستی این مهاجمان به نشریه شارلی ابدو، صورت گرفت. جالب اینه که در ردیف اول این تجمع و هم ردیف سران دیگر جلاد غزه هم حضور داشت. در ادامه نشریه شارلی ابدو به گفته یکی از نویسندگان باز مانده اش از آن حادثه برای ثابت کردن پیروز نشدن جهل و بیهوده نبودن مرگ شارلی ها روز چهارشنبه 24 دی یک هفته پس از ان واقعه دوباره کاریکاتورهایی با مضمون تمسخر گروه های تروریستی و همچنین کاریکاتوری مشابه قبلی آن در نسخه های پیشین از پیامبر که این بار پلاکارد من شارلی هستم را در دست دارد را بر روی جلد نخست مجله شان چاپ کردند.(که منظور از کاریکاتور پیامبر وآن پلاکارد ،مقایسه پیامبر کاریکاتوری شارلی ها با پیامبر واقعی مسلمانان وبرتری پیامبر کاریکاتوریشان بود.) چند سوال:
نتیجه گیری با خودتان است... پنج شنبه 9 بهمن 1393برچسب:کاریکاتور پیامبر(ص),کشتار فرانسه,نتانیاهو,آزادی بیان,حضور سران اروپا در فرانسه,توهین به پیامبر, :: 23:40
آوا سخت آشفته و غمگین بودم... (سهراب سپهری)سخت آشفته و غمگین بودم
به خودم می گفتم:بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم، درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید... خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش، دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود سرخی گونه او، به کبودی گروید ….. صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر سوی من می آیند... خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم پدرش بعدِ سلام، گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته به زمین افتاده بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است زیر ابرو وکنارچشمش، متورم شده است
درد سختی دارد، می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….
چشمم افتاد به چشم کودک... غرق اندوه و تاثرگشتم منِ شرمنده معلم بودم لیک آن کودک خرد وکوچک این چنین درس بزرگی می داد بی کتاب ودفتر …. من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ به پدر نیز نگفت آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم من از آن روز معلم شده ام …. او به من یاد بداد درس زیبایی را... که به هنگامه ی خشم نه به دل تصمیمی نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی یا چرا اصلا من عصبانی باشم
با محبت شاید، گرهی بگشایم
با خشونت هرگز... با خشونت هرگز... با خشونت هرگز... سهراب سپهري
یادم افتاد به حرف رئیس محترم جمهور که گفتن عقل سالم در بدن سالم، ببخشیدا فقط سوال شده برام هیچ منظور خاصی ندارم چرا وقتی وزیر محترمتون حالشون خوب نبود رفتن مذاکرات ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! یکی پیدا میشه یه کوچولو (اگه وقت نداره) برا من در مورد دستاورد های مذاکرات بگه آیا؟
شنبه 3 آبان 1393برچسب:کاریکاتور,اشتون,مذاکرات ژنو,کاریکاتور اشتون,عقل سالم در بدن سالم,ظریف,بیماری ظریف, :: 1:25
آوا صفحه قبل 1 صفحه بعد درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب نويسندگان پيوندها |
|||
![]() |